تبليغاتX

کتاب و داستان

کتاب و داستان

شامل بخش های متنوعی از ادبيات ايران و جهان

فرانکلين گفته است :
1 - دشمنت را دوست بدار زيرا کسي بهتر از او اشتباهات تو را نمي گويد .
2 - اگر مي خواهي پس از مرگ فراموش نشوي ، چيزي بنويس که قابل خواندن باشد يا کاري کن که قابل نوشتن باشد .

برنارد شاو :
وقتي شخصي مي خواهد پلنگي را به قتل برساند ، آن را ورزش مي نامند ؛ ولي هنگامي که پلنگ مي خواهد آدمي را بکشد ، صحبت سبعيت و درنده خويي پيش مي آيد .

ارنست همينگوي :
انسان دو سال نياز دارد تا حرف زدن بياموزد و پنجاه سال تا سکوت را !

آلبرت سوئيتزر :
تنها چيزي که با بخشيدن دو برابر مي شود ، خوشبختي است .

جکسون براون :
هرگز کسي را نا اميد نکنيد ، شايد اميد او همه ي دارايي اش باشد .

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 تیر1385ساعت 8:15 AM  توسط سعید صدر  | 

رابينسون از بچگي دوستدار سفر با کشتي بود . او مي خواست سرزمين هاي ناشناخته را کشف کند . اما پدرش هميشه به او نصيحت مي کرد که مسافرت با کشتي فقط تو را آواره مي کند و به سرزمين هاي غريب مي فرستد . اما گوش رابينسون به اين حرف ها بدهکار نبود . او شبانه از خانه فرار مي کند و با کشتي پدر دوستش به آنسوي دريا ها مي رود و خود را به دست سرنوشت مي سپارد . او در کشور هاي مختلف به کارهاي مختلفي مي پردازد ولي تا مي خواهد پولدار شود باز هم عشق سفر دريايي به سراغ او مي آيد و او باز بيچاره مي شود . برده مي شود . و باز به سفر دريايي مي رود در يکي از سفر هايش کشتي آن ها غرغ مي شود و فقط رابينسون زنده مي ماند . او در درون جزيره اي ناشناخته قرار گرفته است . نمي داند چه کند . پس گريه مي کند تا بداند چه کند و بعد مي فهمد چه کار کند . او صبر مي کند . ده سال صبر مي کند ، نمي شود ، بيست سال صبر مي کند ، باز هم نميشود و اينقدر در اين جزيره صبر مي کند تا ديگر حوصله ي صبر تمام مي شود ! و او نجات پيدا مي کند . او در اين بيست و خورده اي سال کلي وسايل براي خودش مي سازد . پيشرفت مي کند . به جنگ وحشيان مي رود و هزاران کار ديگر مي کند . . .

بهترين مکان براي خريد اين کتاب اينجاست .

اما از اينجا هم مي توانيد بخريد .

جواب نظرات شما دوستان :

امير : البته مرلين خيلي اذيت نمي کرد مگه اينکه مي خواستين تو آرشيو بگردين . اما به هر حال فعلا برداشتمش . عکس هايي که قبلا گذاشته ام ممکنه پاک بشه و اين به خاطر اينه که در بلاگفا آپلود نميشن و مستقيما از سايتي که عکس در اون قرار داره لود ميشه و به همين خاطر اگه اون سايته عکس رو پاک کنه از اينجا هم پاک ميشه . اما ميتوني از تو گوگل پيداش کني . نويسنده هايي رو که ميخواي بگو اگه نويسنده هاي خوبي باشن ، معرفي مي کنم .
علي : بيشتر کتاب هايي که هنوز در حال فروش هستن ، براي دانلود در اينترنت گذاشته نميشن مگه اينکه يکي به طور غير قانوني اين کار رو بکنه . به هر حال اگه بگردي شايد پيدا بکني . اما چه جوري کتاب رو از پشت کاممپيوتر مي خوني ؟ خوب چشم برات نمي مونه !

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 تیر1385ساعت 7:56 PM  توسط سعید صدر  | 

سلام دوستان
همونطور که احتمالا متوجه شده ايد وبلاگ ما تو وبلاگ " معرفي وبلاگ هاي بلاگفا " معرفي شد که اگه نديدين مي تونين از اينجا ببينين و اگه دوست داشتين نظر بدين . به همين دليل ديدم که فعاليت هاي اين وبلاگ در طي هشت ماه گذشته رو در اينجا ليست کنم به همراه آماري از نظرات که براي خوندن هر بخش بر روي عنوانش کليک کنين يا با کليک بر روي تيتر اصلي به همه ي مطالب برسين :
 
در بخش معرفي کتاب : درمجموع 11 پست و 10 نظر داده شده

معماي صندوق بغداد    نوشته ي آگاتا کريستي

قلعه ي حيوانات          جورج اورول

بي خانمان           هکتور مالو

شهر جانوران       ايزابل آلنده

امير ارسلان نامدار    بزرگمهر شرف الدين نوري

مدرسه ي جني ها    ياک ريوه

ولادت امام زمان     محمد رضا انصاري

چارلي و کارخانه شکلات سازي    رولد دال

در جستجوي دلتورا      اميلي رودا

هري پاتر     جي کي رولينگ

ديويد کاپرفيلد     چارلز ديکنز



در بخش معرفي نويسنده : در مجموع 6 پست و 5 نظر

ويليام شکسپير    http://ketabodastan.blogfa.com/post-34.aspx

ژول ورن              http://ketabodastan.blogfa.com/post-31.aspx

آنتوان چخوف       http://ketabodastan.blogfa.com/post-28.aspx

صادق هدايت       http://ketabodastan.blogfa.com/post-27.aspx

ايزاک آسيموف     http://ketabodastan.blogfa.com/post-24.aspx

محمد علي جمال زاده  http://ketabodastan.blogfa.com/post-15.aspx



در بخش لطيفه هاي ادبي : در مجموع 6 پست و 6 نظر

لطيفه هاي ادبي 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6



در بخش آموزشي وبلاگ : در مجموع 2 پست و 1 نظر


گفت و گو در داستان         http://ketabodastan.blogfa.com/post-35.aspx
راه و روش داستان نويسي http://ketabodastan.blogfa.com/post-22.aspx


در بخش حکايات : در مجموع 3 پست و 7 نظر !

سه حکايت شيرين   http://ketabodastan.blogfa.com/post-29.aspx
دو حکايت               http://ketabodastan.blogfa.com/post-21.aspx
حکايت لقمان          http://ketabodastan.blogfa.com/post-17.aspx 



در بخش داستان : در مجموع سه پست و بدون نظر !

داستان رمال باشي دروغي در سه قسمت



و در بخش ديگر : در مجموع 2 پست و 3 نظر

دانلود کتاب و چند لينک
جملات زيبا و نتايج نظرسنجي اول درباره ي بهترين نويسنده ي ايراني


و در کل 33 پست و 32 نظر که ميشه يکي به نفع من ! اما اين اواخر چند تا نظر ديگه هم داده شد که نتيجه رو بالکل بر عکس کرد !
تو پست قبلي چند تا سوال پرسيده شد که اگه بازم سوال داشتين در اينجا بگين . زياد شد ، هفته ي بعد جواب ميدم .


+ نوشته شده در  جمعه 23 تیر1385ساعت 8:48 AM  توسط سعید صدر  | 

با پخش سريال پووارو از تلويزيون ايران ، ديگر خيلي ها اين کارآگاه را مي شناسند . اما آيا تاکنون از خودتان پرسيده ايد که کارآگاه پووارو را چه کسي خلق کرده است ؟ آري . اين هم يکي از طنزهاي عالم است ؛ کارآگاه پووراو مشهمورتر از خالق خود آگاتاکريستي ( Agatha Christie ) است . درست مثل هنرپيشه ها که از کارگردان ها مشهورتر مي شوند . آگاتا کريستي ده سال قبل از آغاز قرن بيستم ( 1890 ) در انگلستان به دنيا آمد . در شانزده سالگي به پاريس رفت تا درس خوانندگي بخواند و خواننده ي اپرا شود . اما امان از صداي بد ! اين بود که پرستار شد و در بيمارستان با انواع و اقسام سم ها و شيوه هاي آدمکشي آشنا شد ! و بعد ، وقتي مادرش فهميد که او دستي هم به قلم دارد ، تشويقش کرد داستان بنويسد . بالاخره ، آگاتا نخستين رمان پليسي را در سي سالگي منتشر کرد .
اتفاقاً پوواروي مشهور هم در همين رمان ( اسرار خانه ي ييلاقي استايلز ) بود که پا به جهان گذاشت . کارآگاه پووارو که سبيلي براق و موهايي روغن زده دارد ، کارآگاه خصوصي عجيبي است . او قبلاً در بلژيک پليس بوده ، اما بعداً استعفا داده است . در واقع بعد از استعفا ، قهرمان داستان هاي خانم کريستي شده است . وي که آدمي مغرور ، مودب و کمي هم بامزه است ، با زباني صحبت مي کند که مخلوطي از انگليسي و کمي فرانسوي است . ولي او با اينکه در آثار خانم کريستي آدمي ريزه ميزه است ، اما مغز بزرگي دارد . چرا که هميشه با (( ( به قول خودش ) سلول هاي ريز خاکستري مغزش )) و با استفاده از روان شناسي ، گره ي کور هر جنايتي را باز مي کند .
اين کارآگاه مشهور ، قهرمان 41 اثر از 75 اثر آگاتا کريستي بود . اما بالاخره در رمان (( پرده )) در اثر بيماري قلبي و آرتروز دار فاني را وداع گفت .
اما کريستي غير از پووارو ، قهرمان ديگري نيز خلق کرد . اين قهرمان پيرزني به اسم جين مارپل بود . مارپل زني مجرد و بسيار باهوش است و همه چيز را با عينک شک و ترديد نگاه مي کند . به علاوه ، او  هميشه مضطرب و منتظر اتفاق بدي است . عجيب اينکه اغلب هم پيش بيني هايش درست از آب در مي آيد . اين پيرزن با اينکه مثل پووراو مغزي پيچيده دارد ، اما نتوانسته شهرتي به اندازه ي پووراو به دست آورد .
منتقدان مي گويند علت اينکه صدها ميليون نسخه از آثار آگاتا کريستي ( يا به قول آن ها ملکه ي جنايت ! ) در سراسر جهان به فروش رفته ، اين است که داستان هاي پليسي او پيچيده و قهرمان او ( پووراو ) آدمي عجيب است و داستان هايش اکثراً در خانه هاي ثروتمندان و اشراف اتفاق مي افتد . به علاوه ، او دائم خواننده ي خود را گمراه مي کند و چون خواننده تا آخر داستان حدس هايش درباره ي قاتل غلط از آب در مي آيد ، داستان را تا پيدا شدن قاتل دنبال مي کند . بالاخره آن ها مي گويند بهترين اثر آگاتا کريستي (( قتل راجر آکرويد )) است که خوشبختانه به فارسي هم ترجمه شده است .
بد نيست بدانيد شوهر دوم کريستي ، باستان شناس بود . به همين دليل هم او مجبور شد مدت ها در عراق و سوريه زندگي کند . مي گويند او يک باز نيز به ايران سفر کرد و در تهران به راهنماي ايراني اش گفت که دوست دارد چند کتابش را نيز که به فارسي ترجمه شده است ببيند . روز بعد ، راهنماي او با يک بغل از رمان هاي کريستي به محل اقامت او در هتل رفت . سپس کريستي از راهنماي ايران اش خواست که بخش هايي از کتاب ها را براي او از فارسي به انگليسي ترجمه کند . راهنماي ايراني هم به طور شفاهي بخش هايي از چند کتاب او را برايش ترجمه کرد . آگاتا از کتاب ها خيلي خوشش آمد ! اما گفت که اين رمان ها را او ننوشته است ! و بعد از راهنماي ايراني اش پرسيد که (( چرا نويسندگان خوب شما ، آثارشان را به نام خودشان منتشر نمي کنند ؟! ))
او در 12 ژانويه ي 1976 در 86 سالگي در انگلستان از دنيا رفت .


عکسي از آگاتا کريستي

کارآگاه پووراو در يکي از فيلم ها



و اما يکي از کتاب هاي کارآگاه پووارو را جديداً خوانده ام ، که اسمش (( معماي صندوق بغداد )) است . اين کتاب شامل ده داستان مختلف از ماموريت هاي پووارو است که در هر کدام معماي شيريني را حل مي کند ، که در هيچ کدام اصلاً نمي توان قاتل يا مجرم را شناخت و فقط پووارو از پس اين کار بر مي آيد .
اين کتاب را محسن سليماني ترجمه کرده است و داراي 240 صفحه است که مي توانيد از اينجا تهيه کنيد . http://www.iranbin.com/BookDetails.aspx?BookID=340864&rd=/BookSearchResults.aspx?type=1&page=1&criteria=%D9%BE%D9%88%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%88?AffUID=ASDO322003001
+ نوشته شده در  جمعه 16 تیر1385ساعت 9:0 AM  توسط سعید صدر  | 

1 _ همسر ساشاگيتري هنرمند شوخ و بذله گوي فرانسوي مي گويد : در اولين ماه هاي آشنايي با ساشا يک روز خيلي جدي به او گفتم : عزيزم ! من تو را خيلي دوست دارم . تو چطور ؟
او جواب داد : من هم مثل تو خودم را خيلي دوست دارم !

2 _ مشتري : اين چه وضع اداره کردن يک رستورانه ، غذاي من پر از مگسه .
پيشخدمت با خونسردي : مگس که چيزي نيست مگر شما از عنکبوت کمتريد ، خوب مگس ها شو بگيريد !

3 _ روزي مردي سيلي محکمي به گوش يکي از همسايگانش زد . مرد از او پرسيد : جدي زدي يا شوخي ؟ مرد همسايه با عصبانيت جواب داد : جدي ، جدي !
همسايه نفس راحتي کشيد و گفت : خدا رو شکر که جدي بود وگرنه من با کسي شوخي نداشتم .

4 _  مردي از دهي مي گذشت . پيرمردي را ديد که گوشه اي نشسته و گريه مي کند !
از او پرسيد : چرا گريه مي کني ؟
پيرمرد گفت : براي اينکه پدرم مرا کتک زده است !
مرد با تعجب گفت : مگر تو با اين سن و سال پدر هم داري ؟!
پيرمرد گفت : بله
مرد گفت : چرا پدرت تو را زده است ؟
پيرمرد گفت : چون به پدربزرگم زبان درازي کرده بودم !!

5 _ مرد خسيسي که سي سال قبل از يک فروشگاه کفشي خريده بود ، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت : ما باز آمديم !!

6 _ واعظي درباره ي تعداد زوجات سخن مي گفت : هرکس يک زن بگيرد ، روز قيامت يک لامپ برايش روشن خواهد شد و هرکس دو زن بگيرد دو لامپ و هرکس سه زن بگيرد ، سه لامپ و همين طور بالا مي رفت که ناگهان چشمش به زن خود که در ميان جمعيت نشسته بود افتاده و بلافاصله گفت : البته ، هرگز نشه فراموش ، لامپ اضافي خاموش !     
+ نوشته شده در  جمعه 9 تیر1385ساعت 8:47 AM  توسط سعید صدر  | 

        نام کتاب :قلعه ي حيوانات            Animal farm
        نويسنده : جورج اُرول                   George Orwell
        مترجم : علي جواهر کلام             چاپ اول :  1384    
        قيمت : 1250 تومان                     تعداد صفحات : 128
        ناشر : دنياي کتاب

   خلاصه اي از داستان :
در اين داستان نمادين ، حيوانات مزرعه‌ي "مانر"، با رهبري "ميجر" ـ خوک پير با تجربه - عليه بيگاري در زندگي مصيبت ‌بار خود در مزرعه آماده‌ شورش بر ضد صاحبان خود مي‌شوند ، اما پس از پيروزي به گونه‌اي ديگر زير ستم رهبران خود قرار مي‌گيرند و با گرفتاري‌هاي تازه‌اي رو به رو مي‌شوند.

  قسمت هايي از کتاب :

تا سه ماه فعاليت هاي پنهاني زيادي در جريان بود . نطق ميجر به حيوانات زيرک تر مزرعه ديد تازه اي نسبت به زندگي داده بود . آن ها نمي دانستند انقلابي که ميجر پيش بيني کرده بود کي جامه ي عمل به خود خواهد پوشاند . . .

تا اواخر تابستان شرح حوادث قلعه ي حيوانات در نيمي از دهکده منتشر شده بود . همه روزه سنوبال و ناپلئون دسته دسته کبوتران را مأمور مي کردند که به مزارع مجاور بروند و با حيوانات آن مزارع درآميزند و داستان انقلاب را نقل کنند و به آن ها آهنگ سرود (( حيوانات انگليس )) را تعليم دهند . . .

کار کند پيش مي رفت و دشوار بود . بسياري از اوقات يک روز تمام صرف اين مي شد که قطعه سنگي را بالا بکشند و تازه بعضي از اوقات سنگي که از آن بالا رها مي شد نمي شکست . هيچ کاري بدون وجود باکسر که نيرويش معادل مجموع نيروي بقيه ي حيوانات بود به ثمر نمي رسيد . . .

   درباره ي کتاب :
اين کتاب در سال 1348 در ايران با ترجمه ي امير اميرشاهي به چاپ چهارم رسيد و حالا با مترجم جديدي براي نسل جديد به چاپ رسيده است .

 درباره ي نويسنده :
جورج ارول که نام اصليش اريک بلير ( Eric Blair ) است در سال 1903 در هندوستان متولد شد . مدتي در برمه بود ، دو سال در پاريس زندگي کرد و در انگلستان به معلمي و کتابفروشي اشتغال داشت . در 1937 در جنگ هاي اسپانيا شرکت کرد و زخمي شد و در سال 1950 در لندن فوت کرد .
از جمله کتاب هايي که نوشته (( آس و پاس در پاريس و لندن )) ، (( روزهاي برمه )) و (( جاده اي به سمت اسکله ي ويگن )) است . با انتشار (( قلعه ي حيوانات )) در سال 1945 مشهور شد . تا حالا ميليون ها نسخه از اين کتاب به فروش رفته است .
کتاب (( هزار و نهصد و هشتاد و چهار )) او هم که بعد از (( قلعه ي حيوانات )) منتشر شد ، شهرت و محبوبيتي (( نظير قلعه ي حيوانات )) يافت .

براي خريد کتاب اينجا را کليک کنيد .

یا برای دانلود روی اینجا کلیک کنید و save target as . . . رو بزنید .

عکسي از نويسنده

جورج ارول

روی کتاب

 

+ نوشته شده در  جمعه 2 تیر1385ساعت 8:58 AM  توسط سعید صدر  |